ادامه ی پست بالایی
من ازگـــــــــور بابام، پول آورم / که هــرترم، شهـريه ات را دهـ�
من از پهلــــوانانِ پيــشم پـــسر / ندارم بجــز گرز و تيـــغ و ســپر
چو امروزيان، وضع من توپ نيست / بُوُد دخل من هفـده و خرج بيست
به قبـض موبايلت نگـه کرده اي / پــدر جــــد من را در آورده اي
مسافر برم، بنـده با رخش خويش / تو پول مرا مي دهي پاي ديـــش
مقصّر در اين راه، تهيميــنه بود / که دور از من اينگونه لوست نمود
چنيـن گفت سهـراب، ايـــول پـدر / بُوَد گفـــته هايت چو شهـد وشکر
ولـي درس و مشق مرا بي خيـال / مزن بر دل و جان من ضــد حال
اگرگرمِ چت يا اس ام اس شويــم / از آن به که يک وقت دپرس شــوي�
دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه