م
جوک

یکی از فانتزیای پشمکی من اینه که یه روز عباس و سلنا برا کنسرتشون که تو تگزاس برگزار میشه منم دعوت کنم یه کارت دعوت هم برام بفرستن به این (مزمون مضمون مظمون) اه ولش کن بدین (شره شرح) سوادم تو حلق سلنا
بیا خودتو لوس نکن
ادرس :جیب شلوار اقامون (عباس اقا دیگه)
ما منطزریم بیای ها
بعد منم برم ادرس جیب عباس رو پیدا نکنم زنگ بزنم شورته بیاد شورته یعنی پلیس اونم پیدا نکنه زنگ بزنن fbi بیاد اون بالاخره پیدا کنه منم برم تو جیب داش عباس تا رفتم داخل همه به اهطرامم بلند شن ببینم اه انجلینا هم اومده برم یه کف خرسی (ابداع خودم بگید تا یادتون بدم) بزنم بهش اونم بیهوش شه بعد ببینم همه از خنده رودل کردن fbi هم دنبالم به جرم اسیب به اموال عمومی منم نقشه جیب عباس رو بگیرم سوار ماشینم شم برگردم ایران تو شهرم اهواز برگردم خونه ببینم اینجا عزا عمومی گرفتن اینترپل هم دنبالم هیچی دیگه دستگیرم کنن بعد تو زندان عباس برام یه glx اورده میگه میخوام فراریت بدم بعد منم glx بگیرم بگم نه داداش گلم من جام خوبه بعد با glx به هم سلولیام فخر بفروشم
لایک =تازه وارد خوش اومدی

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.