M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

وقتی که 8 سالم بود ، قرار بود صاحب خواهر یا برادر شم...
مامانم بهم گفت مهسا دوس داری نینیمون آبجی باشه یا داداش ؟
_ هیچ کدوم ، من دوس ندارم ، میخوام تهنا باشم( خو چیه ؟؟؟دوس داشتم تموم توجه ها مال من باشه)
مامی گفت نمیشه که خدا ناراحت میشه ها از دستت...
_ از روی ناچاری گفتم ، خب پس باید دختر باشه من داداش نمیخوام...)))):
مامی گفت حالا اگه نینیمون پسر بود چی ؟؟؟؟
_اصلا نمیخوامش ، اگه نینی پسر باشه میبرم تو حموم خفش میکنم..... گفته باشم....( دیگه ما اینیم دیگه ...((((((: )
مامی o:
بابا o_O
من (((((((((((((((:
ولی شانس اوردم دیگه خواهردار شدم ، وگرنه تو سن 8 سالگی تبدیل به یه قاتل میشدم ... پناه بر خدا....
ههههههه......((((: (نیشتو ببند ، خجالتم نمیکشه ، دختره ی عقده ای....)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.