q
quean of night ۱۳ سال پیش
جوک

توحیاط نشسته بودم که گلاب به روتون برم wc
دیدم داداشم( گودزیلا) اومده دست انداخته گردنم انقد فشارداد که رنگم کبود شد
من:چرا اینجوری میکنی؟
گودزیلا: انقدحرصم گرفته دلم میخواد خفت کنم
من: چرا اونوخ؟؟؟؟؟
گودزیلا: چون دوست دار�
من در اون لحظه:-S:-S:-S:-S
موندم اینا اینجوری ابرتز علاقه میکنن چطوری تنفرشون رو نسبت به یه نفرنشون میدن خدا وکیلی!!!!!؟؟؟؟
تازه وقتی پاسور بازی مبکنه به بی بی میگه پی پی اینو کجای دلم بذارم ؟؟؟؟؟!!!!!!!!
پی پی)))))))))
بی بی£€¥|$%~€€~[
شاه ؟؟!؟!؟!؟
تک#؟.!#؛)/\#-_

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.