یکی از فانتزی هام اینه تو خیابون دارم راه میرم یهو( slena)بیاد طرفم بگه عزیزم چند نفر دنبالمن واذیت میکنن منم تا یارو اومد بزنم درب وداغونش کنم بعد که ولش کردم ببینم اه اینکه abasهست بعد عصبی شم به سلنا بگم به اطر تو رفیقمونو کشتیم اونم بگه بابا بیخیال اون روز 5بار میمیره اینم روش بعد چون حقیقتو میگه جوابی ندارم دستشو میگیرم یهو از عمود سردر بیارم