آقا ي بار كه بچه بودم داشتيم ي فيلم بزن بزن ميديديم كه تو فيلمه يارو چشاشو بستو با ي ضربه ي شمشير هندونرو رو سر يكي از وسط دو نيم كرد منم اين صحنرو ديدمو جو گرفت ي شمشير چوبي داشتم برش داشتمو ي جورابو گرد كردم گذاشتم رو سر خدابيامرز بابام و چشامو بستمو ياعلي با تموم قدرت ضربه زدم كه ي دفه ديدم صداي شكسته شدن شمشيرم خونرو برداشت چشامو باز كردمو ديدم پناه بر خدا بابام رو زمين دراز كشيدو سرشو گرفته و ازدرد به خودش ميپيچه
بله با ي اختلاف جزيي به جا اينكه جورابو بزنم سر بابامو داغون كرد�
خب چيه بچه بودم ديگه