----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
عاقا؛ يكي از دوستام بود بهتون گفتم خشاب اسلحه شو برداشتم...چند روزيه كه باهام قهر كرده؛ لامصب ديگه با من حرف هم نميزنه؛ منم چار-پنج روزيه دارم پاچه خواريشو ميكنم كه آشتي كنه...
هر وقت مي بينمش بهش ميگم:
"عششق من...
من توي هر كوچه بياد تو خوندم/بي تو سرده روزگارم؛ دار و ندارم
اگه تركم كني من بي تو تنهام
عشق من..."
تا دو روز پيش...داشتم تو قسمت مسكوني پادگانمون(اونجايي كه خانواده پرسنل پادگان زندگي ميكنن) قدم ميزدم؛ كه يهو اين دوستم رو ديدم؛ منم بدون اينكه دور و برم رو نگاه كنم زدم زير آواز...
چشمتون روز بد نبينه...ديدم يه خانم وايساده (اون موقع هم كه من شعر ميخوندم پشتش به من بود) داره اينجوري (-_0) نگام ميكنه...
من: O_O
دوستم: ^_^