خونه مادربزرگم بودیم من و پسرخالم میخواستیم بریم بازار پسرخالم گفت من هیچی پول باهام نیست هزار تومن بم بده
گفتم الان که هزاری ندارم وقتی پولو دادم به راننده باقیماندهاش رو میدم به تو
توی ماشین من جلو نشسته بودم اون عقب،کرایه رو دادم و راننده که باقیمانده رو داد بم مستقیم دستمو بردم پشت که پولو بدم پسرخال�
میدونی چی بهم میگه؟
میگه: اگه بازم پول خواستی بهم بگو
یه جوری گغت انگار من هیچی پول باهام نبوده
پسرخاله پررو که من دارم؟!