ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
خاطرات دوران دبيرستان؛ به درخواست كاربر "سلنا گومز‏"‏
پيش دانشگاهي بودم؛ يه روز یه امتحان نسبتا مهم داشتيم (امتحان زيست؛ منم كه رشته ام تجربي بود‏)‏ منم كه طبق معمول هيچي نخونده بودم...‏
از قضا بيشتر بچه ها هم چيزي نخونده بودن يا چيزي حاليشون نميشد كه يهو يه فكري به سرم زد. رفتم به بقيه گفتم "امتحان امروز بايد تحريم بشه؛ بچه ها وقتي برگه امتحاني رو تحويل گرفتيد هيچكس چيزي ننويسه و همه برگه سفيد بدين تحويل؛ بعدش ميگيم كه يه روز ديگه ازمون امتحان بگيرند؛ اونا هم كه نميتونند به همه صفر بدن...‏"‏
اينطوري شد كه من شدم رهبر کودتا...‏!‏‏!‏
تا اينكه زمان امتحان فرا رسيد...همين كه معلمون اومد گفت: "هر كس برگه سفيد بده تحويل...صفر‏!‏‏"‏ (من نميدونم كي رفته بود به معلمه نقشه ما رو گفته بود؟‏)‏
من يه نگاه به عقب (به بچه ها‏)‏ انداختم و با سر علامت دادم "بريم؟؟؟‏"‏ گفتند "بريم‏"‏ منم گفتم "پس بريم...‏"‏ و بلند شدم رفتم برگه سفيد رو دادم به معلمه و بلند گفتم: "امتحان امروز بايد تحريم بشه‏"‏ به خيال اينكه بقيه هم پشت سرم دارن ميان...‏
هيچي ديگه؛ دو ساعت بعد خودم تنها پشت در دفتر وايساده بودم و با خودم اين شعر رو ميخوندم:‏
‏"من مرد تنهاي شبم/مهر سكوت بر لبم‏
لاي لاي لالاي لاي لاي لالاي/لاي لاي لالاي لاي لاي لالاي‏"‏ !!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.