ما یه دختر عمو داریم دهه هشتادیه (آره همون گودزیلاس)یه روز دیگه انقد زنعمومو اذیت میکنه زنعموم خسته میشه رو زمین دراز میکشه و میگه اصلا من مردم تو انقد منو اذیت کردی اینو میگه و راستی راستی خوابش میبره این گودزیلا مام ور میداره به باباش که عموی بنده باشه زنگ میزنه و میگه بابا بیا خونه مامان مرد!!
یه همچین خونواده ی مهربونی دارم من!