م
جوک

آقا خونه خواهرم بود نزدیک ساعت 11 شب گودزیلا دوتا ماشین اسباب بازی آورد گفت باااااااید باهام بازی کنی (خیلی خسته بودم ولی خب مگه کسی جرات داره به این گودزیلاها "نه" بگه) خلاصه شروع کردیم به بازی و یهو یه فکری زد به سرم ماشینمو کوبیدم به ماشینش و گفتم تصادف کردیم و من دراز کشیدم و گفتم وااااااااای همممممه جام درد میکنه منو برسون به بیمارستان
آقا باید قیافشو میدیدن اینقد نگرانم بود که انگار واقعا تصادف کردیم، دیگه من با خیال راحت برا خودم دراز کشیدم و اون کنارم بازی میکرد و تا میومد پیشم آه و ناله راه مینداختم و ازم میپرسید الان بهتری پسرم؟ (پسرم؟! چه پیرمرد مهربونی) منم میگفتم نههههه برام آناناس بیار
میرفت یه چرخی میزد و برمیگشت دست خالیشو میگرفت جلوم میگفت بیا اینم آناناس
0-o
آقا درسته این گودزیلاها واقعا شیطونن ولی خداییش دلشون صاف و ساده س

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.