ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
روزهاي سخت سربازي: (قسمت چهار‏)‏
يه هم پستي داشتم كه خيلي با هم صميمي بوديم. يه روز بهش خبر دادن كه پدرش فوت كرده. بيچاره خيلي حالش بد بود؛ از طرفي هم چونكه اون موقع پادگانمون سرباز كم داشت مرخصي هم بهش ندادن. (بيچاره اون موقع خيلي حالش بد بود ولي چه ميشه كرد ديگه...‏)‏
يه سرباز ديگه هم تو پادگانمون بود كه مربي "ووشو‏"‏ بود. اينم يه روز رفت مرخصي و ديگه برنگشت‏!‏ چند روز بعدش فهميدم تو مرخصي با يكي دعواش شده و با ميله آهني زدن تو سرش و مرده...‏
بععله...سربازي هم مثل بقيه مراحل زندگي پستي و بلندي داره. زندگي فقط به اين بستگي داره كه از چه زاويه اي بهش نگاه كني...‏
به قول شاعر:‏
يكي دو تا نيست چاله چوله ها/ولي لطمه نميزنه به حال خوب ما‏
هر حركتي ميزنيم و هر كاري ميكنيم/تا دنيا به كام و باشه رو به راه

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.