ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
وقتي به مدت دو ساعت ميفرستنت روي يه برجك؛ وسط صحرا؛ تنهايي پست بدي بايد يه سرگرمي براي خودت پيدا كني. منم ديروز گوشيم رو با خودم برده بودم و داشتم با هندسفري (هندزفري؛ هندزقلي؛ هندزقاسم؛ هندزاكبر؛ هندز...‏)‏ آهنگ گوش ميدادم كه رسيد به آهنگ Adele - Set Fire To The Rain كه يهو سنگيني وزن يه نگاه عاقل اندر سفيه رو روي تنم حس كردم...‏
به خودم كه اومدم ديدم دارم بلند بلند با آهنگه ميخونم (اونم مثلا انگليسي كه چهارتا كلمه اشو ميگم؛ چهل تا رو نميدونم چي ميگم‏)‏ و يه قر ريز مجلسي از نوع بندري تو كمرمه و پست بعدي هم اومده و داره اينجوري (!_!) نگام ميكنه...‏!‏‏!‏.‏
هيچي ديگه...اسلحه ام رو مسلح كردم و گذاشتم رو شقيقه اش و تهديدش كردم "اگه اين جريان به بيرون درز پيدا كنه يه فشنگ گازي (مشقي‏)‏ تو صورتش ميزنم...‏"‏

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.