R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ما با چن با رفقا قرار گذاشتیم هرجا اتفاقی تو خیابون همدیگرو دیدیم جوری همو قهوه ای کنیم که طرف روش نشه سرشو بالا بگیره..(:
دیرو تو خیابون بودم یهو دیدم یکی گفت امییییییییییییییییییییییر امییییییییییییییییییر پشت سرمو نیگا کردم دیدم دوتا از رفیقامن بعد دو ثانیه از همون فاصله دور درحالی که داشتن مث ببر ب سمتم یورش میاوردن با داد گفتن امیرجان اسهال داشتی خوب شدی؟!!!!!!!!!!!نامردا سه بار تکرارش کردن جوری که همه با حالت پوز خند نیگام میکردن
عاغا من خودمو میان رنگهای قهوه ای پیدا کردم و سرمو انداختم پاییین و دوییدم به سمتی که نمیدونسم دوییدم فقط خاسم از اونجا دور شم...D:

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.