س
سایلار ۱۳ سال پیش
جوک

ویــــــــــــژه خاطره ی سایلار :
یادمه 8 سالم بود .. یه چرخ خریدم 25هزار تومن.. از این کوهستانی ها ..(دهه هفتادیا میدونن) .. خیلی ذوق داشتم .. چند روزی دستم بود .. یه بار که رفتم نونوایی ازم دزدیدنش ..(زدم تو سر کارلوس کی روش..مگه نگفتم مواظب چرخ باش؟؟) بعد رفتم پیش عموم (همون که گفتم 40 ساله معتاده).. داشتم گریه میکردمو به عموم میگفتم چیکار کنم حالا ؟؟ بهم گفت چرختو کجا دزدیدن؟؟؟ گفتم دمه نونوایی ؟؟ گفت بیا تا بریم تا یه جایی و برگردیم.. میدونم چرخت کجاس؟؟ منم که خرکیف شده بودم .. دستمو گرفت رفت دم در یه خونه ای .. با لگد زد در رو باز کرد .. بعد یه آدم سیبیلی اونجا بود... یه مشت زد توصورتش که رفت هوا .. با برفای سال بعدش اومد پایین ..(در همون حین من یه تف لامصبی ویژه سایلاری هم انداختم تو صورتش).. گفت لامصب از همه میدزدی ..از خانواده منم میدزدی؟؟ اونم میگفت داش منوچ (منوچهر) چی داری میگی؟؟ کدوم دزدی؟؟ گفت چرخی که دم نونوایی دزدیدی رو میگم؟؟
سیبیلیه گفت هااان إإإ از شما بوده .. بخدا شرمندتم داش منوچ ..نمیدونستم ماله بچه داداشته .. رفت از تو زیر زمین چرخمو آورد .. آقا مث یابو یورتمه میرفتم من ..
لامصب عموم آمار همه رو داشت .. یه شهر ازش حساب میبردن .. ولی الان ....
(عزیزان اصفهانی .. همشهریای گلم .. اگه چیزی گم کردین یا احیانن دزدیدن ازتون .. به من بگید واستون پیداش میکنم ) زهر مار نخند .. نکنه هوس تف کردی؟؟؟هان؟؟؟بندازم؟؟؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.