B
B[R]uTallus ۱۳ سال پیش
جوک

5تایی رفتیم مسافرت یه اتاق گرفتیم 2تا تخت داره
احمد وعلی رو تخت خوابیدن ما هم به صورت عمود پااین تخت خوابیدیم
ساعت 3بود یهو دیدم یه چیزی افتاد رو پام .دیدم علی از تخت افتاده رو پای منو حسین .
حسینم بیدار شده داره منو نگاه میکنه یه لبخند شیطنت آمیزی به هم زدیم پامونو کشیدیم عقب نفری یه لگد زدیم بهش سر خورد رفت زیر تخت یه صدای آخخخخخخ بدی داد ولی بیدار نشد .
صبح پاشده صورتش خونیه اومده بلند شه سرش خورد به تخت
اومده پیش ما میگه من چه جوری رفتم زیر تخت؟
احمد و پوریا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من: شاید احمد هولت داده تو خواب
علی:احمد میتونه منو بندازه پایین نمیتونه بزاره زیر تخت
حالا من و حسین از خنده داریم میترکیدی�
هنوز عذاب وجدان دارم بخاطر لگدی که زدم تو صورتش ولی شب بعد اونم جبران کرد

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.