E
ELGIMA@@@@@ ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که یک گروه مسلح خفن به یه بانک حمله کنن بعد از قضا منم رفته باشم واسه گرفتن یارانه بعد یهو من معین 16 سال دارم به همراه انجلینا جولی وعباسو سلنا با اون نیسان ابی شون که پشتش پر پسته بود هم ازراه برسن بعد در حین در گیری های شدیدی که بوجود میاد من برم لباس نینجا رو بپوشم وبا اون کوله پشتیم که دو تا شمشیر دسته کوتاهم توش هست بیام با یه لگد بزنم اولی رو ناکار کنم...نوبت به دومی برسه بزنمش...تا این که برسم به سر دستشون که بازم از قضا جاستین بیبره با پشت دستم عرق رو صورتمو پاک کنم بعد یه نمایی داشته باشم از جنگ عباسو سلناو من معین 16 سال دارم وانجلینا بابروبچ گروه مسلح من با یه پرش خواستم برم کمک بچه ها که یدفه ببینم جاستین بیبر داره یارانه ی یه پیرزنو میگیره منم غیرتی بشمو برم با یه ضربه کتلتش کنم....وای نه اون اسلحه داره...داره بهم شلیک میکنه در همین موقع یه اشاره به عباس بکنم اونم از تو شلوار کردیش یه تفنگ دراره بندازه طرف من .............الان مثلا تفنگه در حال چرخشه تا این که برسه به من....من تفنگو میگیرمو با یه گولوله کارشو میسازم البته از خوش شانسیش که نه از رو دلسوزی زدم به پاش!!!
اونا فرار کنن منم یارانه رو از دست جاستین بگیرم بعد از تو افق بیام بیرون بدمش به پیر زنه.......همه تشویقم کنن...تفنگو بدم به عباس یه مشت پسته از پشت نیسانشون بگیرم بریزم تو جیبم ...همون طور که پیرزنه داره دعام میکنه....من تو افق محو بشم....عباس اینام بشینن تو نیسان گازشو بگیرن برن.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.