عاغا ي بار دوستم سوار تاكسي شده بود بعد اينكه به مقصد رسيد پولو به راننده داد رانندم برگشت گفت خورد ندارم بقيشو بدم دفه ي بعد كه سوار شدي يادم بنداز بد�
دوستمم برگشت پولو از راننده گرفت گفت دفه ي بعد كه سوار شدم يادم بنداز كرايه ي هردورو باهام بدم
مرگ من پرروييو خساست تا اين حد؟