س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

مشهد 19/01/1392 ساعتِ 11:30 شب خونه سینا اینا.
صدای زنگ!.....کیه؟... -سلام.منزلِ سینا اینا؟ ....- بله بفرمایین....-اومدیم عید دیدنی....-یا ابوالفضل.....- چیزی فرمودین؟....-نه بفرمایین بالا.
و در کمالِ پررویی میان تو خونمون! بابام: سینا سریع برو میوه و شیرنی بخر. بدون میوه نیای که رات نمی دم. با هزار بدبختی این موقع شب میوه و شیرنی رو جور میکنم (30 هزار تومن) و سریع میام خونه.
بعد 15 دقیقه.... پسرشون: مامان من گوجه میخام! مامانش: سینا جان یکم گوجه واسه بچم میاری؟ (گوجه ام کجا بود کیلو 6 تومن) بابام سریع مضوع رو عوض میکنه و میگه اقا سینا تازه از کربلا اومده.
- اِ پس شامو افتادیم. (بیا و درسشت کن) پیتزا گرفتم 50 تومن.
92/01/21 بابام هنوز 80 تومنِ اون شبو بهم پس نداده.
نتیجه اخلاقی: 1همیشه تو یخچالتون میوه داشته باشین. 2 هیچ وقت به باباتون پول قرض ندین

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.