R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

مجبور شم از دایل آپ استفاده کنم اگه دروغ بگ�
هفته پیش سر کلاس فیزیک بودیم معلمه چن تا تمرین داده بود گفت بشینین حل کنین معلمه هم اصن چیزی ب اسم اعصاب رو درک نمیکنه،تمرینارو داد ماهم که نخبه کل کلاس فقط مث بز نیگای خطوط و اشکال دفترمون میکردیم چن دقیقه گذشت جلوییم حوصلش سررفت با بغلیش صحبت کرد معلمه هم دیدش و اتش درونش فوران کرد منم فهمیدم بهش گفتم محسن ساکت الان حمله میکنه بهت ولی دیر شده بود عاغا این معلمه عملیات بمبارانو اغاز کرد اول یه دفتر پرت کرد خورد تو صورت بغلیش ماژیکو پرت کرد خورد تو سینه پشت سری من اومد یه لقت زد خورد تو میز ولی ب رو خودش نیوورددیگه تحمل نکرد وارد برخورد فیزیکی شد با تیپا انداختش بیرون،توی تموم صحنه ها ما اینجوری بودیم (0 o)،شانس اووردیم ادامه نداد وگرنه چن تا تلفات طلفات تلفاط طلفاط میدادی�
بدبخت پسره جفت کرده بود

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.