(قسمت دوم)
بهش بگم: "ميخوام قبل از اينكه بميري اسمتو بدونم"
اونم بگه: "باند...جيمز باند!...اسم تو چيه غريبه؟"
منم يه نيشخند بزنم و بگم: "هه...دني...ماندني!"
يهو ساعت شهر زنگ بخوره و هر دوتا مون هفت تيرامون رو بكشيم و بنگ . . . . . . . . .
من با يه گلوله هفت تير طرف رو بزنم و اونم شروع كنه به گريه كردن. بعد من بهش بگم: "اين دفعه ميزارم بري اما سري بعد بايد با بزرگترت بياي...افتاد؟"
بعدش يه سوت بزنم و بگم: "پرايد...بيا"
كه يه نفر كه شاهد ماجرا بوده بهم بگه: "پرايد ديگه چيه غريبه؟"
منم بگم: "اسم اسبمه" و يه كره خر با يالهاي بلوند و طلايي و شماره پلاك 4283 بياد و من سوارش بشم و برم تو افق محو بشم...!!