A
Amin dezfily☺ ... ۱۳ سال پیش
جوک

دایی بزرگــم 40 سالشه و ماشالله دل خیلی جوونـی داره. (ازدواج نکرده)
چند ماه پیش برای اولیــن بار رفته بود کافی شاپ غیرسنتــی.
همونجا یه دخــتره اغفالــش میکنه و خلاصه قضیــه عشقــی میشه.
تا اینکه دو روز پیش در خونه دختره چراغـونی شد ، دایی هم
خیــال کرد دختره عروسی کرده ، کارش کشیــد به ICU.
اما وقتی براش خبر بردم مراسم نامزدیش بوده و تا دو ماه دیگه ازدواج میکنه ، داییم با یه قیــافه ذوق مـــرگ گفت(:
راست میگــی؟ پ هنو جای امید هست! امین گوشتو بیار نزدیک...
ـ جونم دایــی؟
- میتونی برام یه دست مســلســل و ترقه بمبــی ردیف کنی؟!!!
- Oo
- چرا هنــگ کردی؟
- خب آخه دایی... اینا رو میخوای چیکار؟ واس قلبـت ضـــرر داره!
ززززززززززززززززارپ (صدای کشیدی)
- تو کای به این کارا نداشتـــه باش! یا تا فردا اینا رو برام ردیــف میکنی...
یا کاری میکنم از امشب کناردســت خودم بخوابی
(توی بخــش مراقبـــت های ویــژه)
دایی گانگستره ما داریم؟؟؟
الان دو شب آواره ام. احساس میکنم همین الان هم که دار�
این مطلبو براتون میفرستم داییم دنبالمه.
حلالم کنین!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.