س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

از سفر كربلام سريِ اول
( من بودمو مامانو خواهرمو و خاله هام دختر خاله هام ومادر بزرگم)
شب اولي كه كربلا بوديم همه رفتن حرم تا صبح. منو مادر بزگمم تو هتل مونديم(چه هتلي حتي يه تلفن تو اتاقاش نداشت)
قرار شد صبح واسه نماز مادر بزرگمو بيدار كنم. ساعت گوشي رو كوك كردم واسه ٥ صبح و خوابيديم. خلاصه... ٥ صبح شدو ساعتِ گوشيم شروع كرد به زنگ زدن. خاموشش كردمو به مادر بزرگم گفتم حاج خانم پاشين نمازه اونم پاشود. منم خوابيدم ( خسته بودم گفتم بعدا ميخونم)
اقا صبح كه همه جمع بوديم گفتم واسه نماز خوب بيدارتون كردم؟ ايشونم گفتن: اِ درغگو مگه تو بيدارم كردي!؟ تلفن هتل زنگ زد بعد رفت رو بلندگو و گفت حاج خانم پاشين نمازه.
- اللهي بچتون فداتون شه اينجا كه تلفون نداره! اينا كه عربن فارسي بلد نيستن!صداي پشت تلفن با صداي دالبيِ ديجيتاله من فرق داره.
بله خواهر جان ميدونم قرار بود اتفاقات سفر بين خودمون بمونه. باز برو بذار كف دسته مامان. برو

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.