ه
جوک

امروز با بچه هاي پادگان داشتيم واليبال ميزديم كه يهو هوا باروني شد؛ ما هم كه گرم بازي بوديم و بدون توجه به بارندگي به بازيمون ادامه داديم‏
يه مدت كه بازي كرديم من چندتا موقعيت خوب رو پشت سر هم خراب كردم؛ بعدش دوستم بهم گفت: "سعيد؛ چت شده؟...چرا درست بازي نميكني؟‏!‏...‏"‏
منم عينكم (فهميدين عينكيم؟)‏ رو بيرون آوردم و گرفتم سمتش و بهش گفتم: "قطره هاي آب روي اينو بشمار‏!‏...خو لامصب من به ازاي هر يه دونه قطره يه توپ تو آسمون ميبينم‏!‏‏!‏‏"‏
البته چيز بعدي كه مشاهده كردم اين بود كه ملت بازي رو ول كردن و هر كي داره يه چيزي رو گاز ميزنه‏!‏!‏‏!‏‏
.
هيچي ديگه فردا بايد برم با آشپز صحبت كنم غذاي اينا رو بيشتر كنه‏!‏‏!‏

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.