امروز با بچه هاي پادگان داشتيم واليبال ميزديم كه يهو هوا باروني شد؛ ما هم كه گرم بازي بوديم و بدون توجه به بارندگي به بازيمون ادامه داديم
يه مدت كه بازي كرديم من چندتا موقعيت خوب رو پشت سر هم خراب كردم؛ بعدش دوستم بهم گفت: "سعيد؛ چت شده؟...چرا درست بازي نميكني؟!..."
منم عينكم (فهميدين عينكيم؟) رو بيرون آوردم و گرفتم سمتش و بهش گفتم: "قطره هاي آب روي اينو بشمار!...خو لامصب من به ازاي هر يه دونه قطره يه توپ تو آسمون ميبينم!!"
البته چيز بعدي كه مشاهده كردم اين بود كه ملت بازي رو ول كردن و هر كي داره يه چيزي رو گاز ميزنه!!!
.
هيچي ديگه فردا بايد برم با آشپز صحبت كنم غذاي اينا رو بيشتر كنه!!