ه
جوک

تا حالا شده تو يه موقعيتي گير كنيد كه نه راه پس داشته باشيد نه راه پيش؟‏
عاقا اينجايي كه من خدمت ميكنم آب جيره بنديه و هر سرباز فقط ميتونه هفته اي يك بار بره حموم؛ منم كه اگر هفته اي سه بار حموم نرم ميميرم (چيكار كنم ديگه؛بچه شهرم و پاستوريزه‏!‏‏)‏ پس رفتم دنبال راه چاره. بعد از كلي فكر كردن به اين نتيجه رسيدم كه ساعت 3 شب كه همه خواب هستند پاشم برم حموم. ساعت 3 شد و من مثل نينجا ها يواشكي پريدم تو حموم؛ از اونجايي كه هوا سرد بود (اين خاطره براي زمستونه‏)‏ آب داغ رو باز كردم و رفتم زيرش؛ بعد آب رو بستم و شروع كردم به شامپو زدن؛ چند دقيقه كه گذشت ديدم دارم يخ ميزنم (آخه حموم تو حياط بود‏)‏ پس آب داغ رو باز كردم و رفتم زيرش كه يهو احساسي بهم دست داد كه وقتي هيتلر آدم ها رو زنده زنده مي انداخت تو كوره و ازشون واكس درست ميكرد بهشون دست ميداد‏!‏
يني تا مغز استخونم سوخت؛ عاقا چشمتون روز بد نبينه...تازه متوجه شدم كه شير آب سرد هم خرابه‏!‏
و اين يكي از موقعيت هايي بود كه آدم نه راه پيش داره نه راه پس‏!‏
البته من شخصا بين "يخ زدن و مردن‏‏‏"‏ با "سوختن و مردن‏‏"‏ اولي رو انتخاب ميكنم؛ چه بسا روزي جسد موميايي شده منو هم مثل جسد اون ماموتي كه تو آلاسكا کشف شد؛ سالم پيدا كنند‏!‏

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.