س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

يكي از فاميلاي دور و پولدارمون كله شبي اومده بود خونمون عيد ديدني. ما هم اِشكنه داشتيم. هرچي صبر كرديم اينا برن خونشون نرفتن. خلاصه مجبور شديم شاممونو با اينا كوفت كنيم. بساط اشكنه و نون پنير سبزي چيديم ... اين پسر ٢٠ ساله عوضيشون نون پنير لقمه كرد و يه قاشق اشكنه ريخت روش. ... باباش گفت عزيزم اشكنه رو كه با پنير نمي خورن. مامانش گفت حميدم تا حالا اشكنه نخورده. ... شبا فقط فست فود مي خوره. بابام جو گير شد و گفت ميخاين بگم پيتزا بيارن؟ ... اونا هم نيششون باز شد. سكوت سنگيني خونه رو فرا گرفت. باباهه مجبور شد ٧ تا پيتزا سفارش بده.
البته پول پيتزاي منو گرفت. چون داره منو مي فرسته كربلا

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.