دیروز تو تاکسی پیشم یه پسره نشسته بود چون راه دور بود با هم حرف میزدیم . پرسید شغل بابات چیه ؟ با افتخار گفتم مهندس عمران . بعد پرسیدم بابای تو چی کارس؟؟؟؟ با اقتدار گفت انبار پسته(پصته-پثته-پسطه-پصطه-پثطه) داره
یعنی تا برسیم منتظر بودم از تو جیبش پسته در بیاره بهم تعارف کنه که نکرد.