يكي از فانتزي هام اينه كه Mr.Blake يه روزي بلاخره مسابقه "فانتزي آيدل" رو بسازه و من برم توش شركت كنم و در مرحله مقدماتي برنده بشم. بعدش بهم بليط طلايي بدن و بگن مرحله بعدي مسابقه تو آبادنه.خلاصه من ميرم آبادان و لب رودخونه كارون وايسادم و منتظرم مسابقه شروع بشه كه ميبينم يه لنج خيلي بزرگ داره رد ميشه كه پشتش نوشته "Titanic" (تايتانيك).بعد ميبينم كه abas_m223 همراه سلنا نوك لنج وايسادن و سلنا دستاشو باز كرده (مثل اون سكانس فيلم تايتانيك) كه ناگهان لنج ميخوره به كوه يخ! و از وسط دو تيكه ميشه.
يهو يه نفر داد ميزنه "اينا به كمك احتياج دارن" و شيرجه ميزنه تو آب (و او كسي نيست بجز كيان D$D$D)؛ منم همينجور خشكم زده و نميدونم چيكار كنم كه كيان داد ميزنه: "هي...تو...چيكار ميكني؟ بيا كمك كن". خلاصه منم ميپرم تو آب و خودمو ميرسونم به لنج در حال غرق شدن. از تو يكي از اتاقها صداي كمك خواستن ميشنوم و ميرم ميبينم چند نفر تو يه اتاق گير كردن. بعدش من ميگم: "نگران نباشيد؛ الان ميرم كمك ميارم" و ميدوم به سمت در كه ناگهان دكل لنج ميشكنه و راه خروجي مسدود ميشه.
من داد ميزنم: "راه خروجي بسته شده"
اون يارو: "با گوشيت زنگ بزن كمك بخواه"
من: "لامصب آنتن نميده!"
اون يارو: "چند بار بهت گفتم ايرانسل بخر" (آخه ايرانسل همه جا آنتن ميده! خخخخ)
من: "گوشيتو از زير در بفرست اينور تا زنگ بزنم"
اون: "رد نميشه"
من: "فقط يه GLX ميتونه از اين شكاف باريك رد بشه"...
.
ادامه دارد...
(البته اگه دوستان استقبال کنند)