(
(fatemeh(Iman ۱۳ سال پیش
جوک

شروع تایپ این پست پس از 42 دقیقه و37 ثانیه و18صدم ثانیه خندیدن تا مرز گریه(من همیشه موقه خنده هم اشکم در میاد !!)آغاز شد:
ابتدایی بودم فکر کنم دوم؛یه کلاس پنجمی بود خیلی بچه ها رو اذیت میکرد،منم مثتسنا(به قول داداش حبیب خیلی از این کلمه خوشم میاد:)نبودم حالا یه روز تبق معمول منو دوستامو ازیت کرد(تیکه میپروند دیگه!!)منم کلی شیر شده بودم اونروز یه جوابی بهش دادم.ولی اون ساکت شد جواب نداد>
منم خوشحال، که این کم آورده با صدای بلند داد زدم :هه هه جواب ابلهان خاموشیست:))
خوب بچه بودم نمیدونستم معنی دقیقشو :))
البته بگما اون موقع زایع نشدم همشون عین خودم خنگ بودن:))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.