یه خاطره از دوران نوجوانی خودم !
چند سال پیش در ايان رمضان از طرف یکی از اقوام به افطاری دعوت شده بودیم.
من به چند تا چیز حساسیت داشتم و یکیش آروغ بود.(البته الان هم خوشم نمیاد !) حالم به هم می خورد اگه کسی در اتاقی که من هم هستم این کارو می کرد.
هر بار که کسی آروغ میزد ، یا باید بادش میزدم که اون هوایی که از دهنش بیرون اومده از من دور بشه و یا جایی تف می کردم و آب دهانم رو خالی میکردم و البته بهتر بود هر دو رو انجام می دادم !
غذا رو که خوردیم ، کشیدیم کنار!
زیرمون پتو بود و پشتمون متکایی چیزی...
جمع پر بود از سالخوردگان و ... و به صورت کلی آروغ زنهای حرفه ای .
خلاصه ... از چند طرف صدای رگبار آروغهایی که زده می شد به گوش میرسید.
از انجام عملیات شماره یک خودداری کردم.چون اگه وسط جمع شروع به باد زدن بقیه می کردم خیلی ضایع بود.
دومی بالاجبار راه کاری بود که باید انجامش می دادم ولی چه جوری ؟!!!
رمز موفقیتم در عملیات دوم به اینگونه بود:
نگاهی به اطراف مینداختم و مطمئن می شدم که کسی منو نمیبینه ، آب دهنم رو می ریختم دستم و مشتش میکردم ، طوری که زمین نریزه ...
بعد مشتم رو پایین می بردم و زیر پتو خالیش می کردم...
راستی ؛ لازم به ذکر هست که همونطور که خودتون هم میدونین آب دهان بعد از خوردن غذا به مقدار زیادی رنگ عوض کرده و حالت چسبندگی پیدا می کنه و غلیظ تر میشه و حدس میزنم بعد از اتمام مهمانی وقتی می خواستند که پتو هارو جمع بکنن برای کندن اون قسمت پتو از فرش ، کمی دچار مشکل شده باشند.

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.