z
zi zi ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز دارم ظرفای ناهارو میبرم تو آشپزخونه نمیدونم شمام مثه من عادت دارین با بشقابا برج میلاد بسازین یا ترجیح میدین چندبار برین تو آشپزخونه و برگردین خلاصه طبق معمول بابام ظرفارو میداد به منو منم هی میگفتم کمه بازم بده پدر گرامی هم غر میزد که میریزیشون.....
دیگه فول که شدم راهی آشپزخونه شدم که بابام گفت:خره (چیزیش نگیرین اصفانیا عادت دارن)اگه اینا ریخت سرتم گذاشتی روش!!!!!!
برگشتم گفتم چه جوری مثلا؟؟؟؟؟؟؟؟ 0؟O
میگه با همین بشقابا اینقد تو سرت میزنم تا بپوکه!!!!!!
من :((( تازه اشکم تو چشمام حلقه زد..........
هرکی مخالف کودک آزاریه لایک کنه..
ولی فک نکنم سر راهی باشم شباهت ظاهریم به بابام زیاده%

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.