I
Iman ۱۳ سال پیش
جوک

پالتو نک مدادیمو پوشیده بودم داشتم میرفتم دانشگاه.
گفتم یه کرم مرطوب کننده هم به دستامون بزنیم که کاش نمیزدیم!
که صدای اس ام اس گوشیم بلند شد هول کردم زود برش دارم .دستم که حاوی حدود یک قاشق مربا خوری کرم بود(وسیله اندازه گیریم تو حلقتون)
به طور کاااااملن یک نواخت مالیده شد رو پالتوم:(((
من: واااااااای مامان پالتوم کرمی شد حالا چه کارش کنم :؟
مامانم از تو آشپز خونه داد میزنه:مگه هزار دفففه نگفتم بدون هماهنگی لباس شویی روشن نکن!آخه تو کی یاد میگیری لباسا تو لباسشویی به هم رنگ پس میدن؟حالا با چی گذاشتیش؟ حتما با تیشرت زرده
من: بی خیال اتهامی که بهم وارد شده:خودت داری میگی زرد مامان خوشکله
مامان گلی:اولن خشکله خودتی!دومن یکم رنگ میده کم عقل! میشه کرمی دیگه
منD:
مامانم>:|
دوست اوشششغالم که یا اس نمیده یا بد موقه اس میده(o_O)
شرکت دوزنده پالتوم:|
فروشنده که ازش تیشرتمو خریدم:/
من خودم در بست قفون مامانم میرم.

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.