-
-*daryayeh*eshgh*- ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا چشت روز بد نبينه
با داداشم تازه رفته بوديم كنگ فو , جو كنگ فو هم مارو فجيع گرفته بود
تو خونه نشسته بودم كه داداشم گفت بيا تمرين كنيمو چن تا لگد بزن من دفاع كن�
منم از خدا خواسته گفتم باشه
ي
چن تا ضربه زدم دفاع كرد
بعد ي ضربمو يكم محكم تر زدمو اونم پامو رو هوا گرفت
يعني پام رسما تا بالاي سرش بالا رفته بود
همينطور كه پامو گرفته بود به اون يكي پام ي ضربه زدو
از ارتفاع يك متري با سر اومدم زمينو دستو پام خورد به بخاريو بخاريم افتاد رو�
يعني تا ي ساعت از درد به خودم ميپيچيد�
مرگ من اين داداشه من دارم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.