دوم دبیرستان که بودم توی اون یکی کلاس یه پسر شلوغی به اسم سعید بود. یه روز یکی از بچه هاشون (سعید نه) یدونه (روم به دیفار) آفتابه آورده بود گذاشته بود رو میز معل�
بعد این که معلم میاد تو کلاس و ...(خودتون می دونید چی می شه دیگه)
این آنتن کلاس اسم سعیدو به عنوان مجرم رد می کنه و ...
خلاصه اینکه آنتن هم آنتنهای قدیم