يكي از فانتزيام اينه كه تو افق پنهان شم بعد فانتزيايي كه ميان تو افق محو شن رو با دمپايي ابري انقد بزنم كه صدا گرگ دربيارن تو افق.
يكي ديگه از فانتزيامم اينه كه وقتي يك ثانيه مونده مايكروويو زمانش تموم شه خاموشش كنم اصلا احساس خنثي كردن بمب تو ثانيه آخر بهم دس ميده )منم ميخوام بش دس بدم)