الآن که دارم این پستو می ذارم شاید 5 دقیقه از وقوع حادثه ای که می خوام بگم نگذشته و من با موبایلم دارم می نویسم
امروز پسر خالم گفت من می خوام برم آموزش رانندگی میایی باهم بریم گفتم مگه آقایونم باید همراه ببرن؟؟
گفت نه ولی تو بیا یکاریش می کنیم. اینم تو پرانتز بگم که دهه هفتادیه.
خلاصه رفتیم تا چند دقیقه پیش مربیه ماشینو نگه داشته بعد پیاده شد رفت نمی دونم چی برای خونشون بگیره
در همین حین یه دختره داره میاد از خیابون رد بشه پسر خالم میگه وای مهدی پسر الآن اگه گواهی نامه داشتم می رفتم واسش بوق می زدم و می رسوندمش
گفتم شایان واقعا انگیزت واسه گواهی نامه گرفتن همینه؟
گفت : پ ن پ می خوام گواهی نامه بگیرم بشم سرویس رفت و برگشت بچه های کوه آلپ
می گم تو مگه یادته بچه های کوه آلپو؟
می گه ادای این دهه شصتیا رو در نیار. همین شبکه تهرانه خودمون جدیدا می ذاشتش
من ((((((((((((((((
همه دهه شصتیا((((((((((((((((((((
شایان ))))))))))))))))))
اون دختره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه های کوه آلپ ×××××××××××
پسر خاله با انگیزه ای دارما