s
shey2nak ۱۳ سال پیش
جوک

یکی ديگه از فانتــزیام اینــه كــه ..
یه ماشیـنه تـویـوتا داشــته باشــ�
بعـد یه روز که میـرم بانـک واســه چــک کـردن حـساب�
همـون موقـع یه سـرقت خفـن انجـام بـشه !
بعد یکــی از اون دزدا اسلــحه شـو بگیـره سمـت یه مشـتری
(ترجیحا دخـدر بین 18 تا 19 ســــــــــاله :دی)
بعد مـن برم به دزده بگـم : دِ عاخه لا مـروّت
چرا سمـت ضعیــفه اسلــحه میکشی ؟؟
شــَــق بخوابونم زیره گوشش
اونم عصبـانی بشـه یه گلـوله حرومــم کنه ...
بعد وختــی که دارم جــون میدم دخـدره بیاد
ســرمو بزاره رو پاش بعد با گریه بگه چــرا !
ما میتونســـتیم با هم خوش بخت بشیم ، چـرررررا !!
بعد من یه لبخند ژکــــوند بزنــم و بگ�
اونجا رو نگا کن
اون نوره سفــیدُ چه قشــــنگه ..
اونم ســرشو برگردونه
بگه کو ؟ کجــــــــــا ؟
بعد تا ســرشو برگردونه من دیگه تمــوم کرده باشم !
سوال شده که اون ماشین تـویـوتا چیـــه ؟!
هیچــی تـویـوتا نکته انحـــــرافی بود
میدونــم شووووماها فکــ میکنیــد مـــن خول شـــدم :'(

ل
لاشخور :) ۴ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.