س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

رفته بودم تو یه مرکز خرید (مرکز خرید: همون بقالی خودمونه منتها در ابعاد بزرگ تر) تو حال خودم بودم که یکی محکم زد پس کلم! برگشتم میبینم یه خانومه بوده! میگه اخ ببخشید فکر کردم شوهرمه! منم گفتم خواهش میکنم :ا یهو دیدم یه کروکدیل داره میاد سمتم و با مشت می کوبونه تو مغزم و در حالی که یقمو گرفته میگه مگه خودت خار مادر نداری به زن من چیکار داری؟! هان؟!
من:ا
خانومش میاد جلو و میگه اکبر تقصیره منه من این اقا رو با تو اشتباه گرفتم.
اکبر: اقا ببخشید شرمنده
من: خواهش میکنم :ا
اکبر خطاب به خانومش: این سیبچه کخی کجاش شبیه منه؟!
خانومش: عزیزم لباسش هم رنگه لباسه تویه
البته من نمی خواستم جلو خانومش ضایع شه واسه همینم نزدمش

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.