یه روز از دانشگاه زدم بیرون یکی از همکلاسیای راهنمایی دبیرستانمو دیدم..
از اونا بود که خیلی پز میداد وحشتناک ها یه چی میگم یچی میشنوی...
با این دید که دیگه عوض شده وبزرگ شده خیر سرش رفتم جلو سلام کنم بعد نیم ساعت کلاس گذاشتنشو اینا میگه راستی از فلانی خبر داری ؟(یکی از همکلاسیام)گفتم :نه ...
نام برده:خیلی عوض شده و...
منه خاکی وفروتن:کجا دیدیش ؟
به کیبردم قسم اینو گفت:تو fiis boook
مارو میگی: شیطون درونم هی میگف زایش کن ولی من ذاتن آدم زایععع کن نیستم :)))
گذاشتم وقتی رف تا خود خونه بهش خندیدم!!!
بماند که بعذیا ما رو میدیدن انگار دیوونه دیدن:)))))