ά
ά๗Į√ 711 ۱۳ سال پیش
جوک

چن وخ پیشا تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یه پیرمرد تغریبا 70.80ساله هم نشسته بود اونور.اصن حسش نبود ک بخوام 2ساعت دس کنم تو جیبم گوشیمو درارم قفلشو باز کنم بینم ساعت چنه بعد باز قفلش کنم بزارمش تو جیبم..!!اوووووو..
خلاصه از پیرمرده پرسیدم ببخشید ساعت چنه؟؟
گفت:میخوای بخری یا اذیت کنی؟
من ی لبخند زدم گفتم میخوام بخرم،گفت:فروشی نیس :-|
باز لبخند زدم!
گفت:واسه خودت میخوای یا واسه شوهرت؟
باز با لبخند گفتم:واسه خودم،گفت زنونه تموم کردیم :-|
و من همچنان لبخند میزدم،گفتم واسه شوهرم میخوام!گفت:برو با شوهرت بیا!!
راستشو بخواید دیگه لبخند نزدم،ترسیدم ی چی بگم باز رنگیم کنه!طرف داش میمرد نمیدونم اینا رو از کجا میاورد!..میخواسم پاشم ادرس 4jok بش بدم بگم:هم اکنون نیازمند یاریه سبزتان هستیم:) بخدا یه لحظه ترسیدم طرف ادمین در بیاد :-|
خدا وکیل اسم دهه هشتادیا بد در رفته :-| ..!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.