س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

اسمش جعفره. دهه چهلی هست. علاقه زیادی به حیوانات داره. بعضیا میگن تو 6 سالگیش قلبه قورباغشو با چاقو در اورده چون فکر می کرده قورباغش ناراحتی قلبی داره!
چند وقت پیش شایعه شده بود پسرش(سینا) یه همِستر(همستر یک حیوان کوچک شبیه سنجاب و موش هست) میخره.سینا حسابی به همِسترش دل می بنده.
یه روز سینا میاد خونه و می بینه همِسترش نیست. با سرعت میره سراغ باباش که ...
که میبینه همِسترش دسته باباشه.
سینا به باباش میگه اوه فکر کردم همسترم فرار کرده.
باباش میگه نه نگران نشو. بردمش حموم و با شورار خشکش کردم. بیا اینم همسترت.
سینا همسترشو می گیره که یه دفعه متوجه میشه دستا و پاها و موهای همسترش سوخته. اما سینا به باباش هیچ اعتراضی نکرد. فقط بغض کنان صحنه رو ترک کرد.
سینا خیلی اقاست ولی کسی درکش نکرد
(این گذری بود بر زندگی من و پدرم. من همسترمو می خام شما حتی واستون مهم نیست که الان همسترم مرده یا زندس)

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.