i
ice bOy ۱۳ سال پیش
جوک

با خونواده رفته بودیم شمال تو راه جاده چالوس بودیم صبح بود رفتیم تو تونل کندوان بابام یهو داد زد مهدی چرا من هیچ جارو نمیبینم چرا چراغهای ماشین سوخته روشن نمیشه گفتم بابا چراغها روشنه چرا دروغ میگی تو توهممم زدی گفت مگه من با تو شوخی دارم؟!؟!!؟!؟
بعد یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش کردم دیدم بعععععله عینک دودی زده که همه جا رو تاریک میبینه؟؟!؟!؟!!؟
بعدش؟؟؟؟؟؟
بعدش هممون دلمون میخواست هوش بابامو
ب.....ج.....و......ی.....م ؟!؟؟!؟!
بابای جو بده اس داریم؟؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.