a
active ۱۳ سال پیش
جوک

يه روز يكي از دوستاي بابام كه خيلي هم باهاش تارف داشتيم اومد خونمون...اتفاقا اون روز برقا هم قطع بود و داشت بارونم ميومد...دوست بابام كه وارد خونه شد لباساش حسابي خيس شده بود...
مامان و بابام حسابي جو گير شدن و شروع كردن به تارف كردن كه لباساتونو بيارين كه اتو كنيم و لباساتونو بدين بايه چيزي خشك كنيم...بابامم رفت و يه بخاري برقي اورد و زد به برق هر چي زور ميزد ميديد روشن نميشه...شروع كرد محكم ميزد تو سر بخاري برقيه و ميگف كدومتون زدين اينو خرابش كردين كه يهو دوست بابام عصباني شد و گفت:
بابا به خدا برق نيس كشتين خودتونو!!!!!!!!!!!!
هيچي ديگه تو اون لحظه بود كه دوست بابام به هوش سرشار ما پي برد...........
چقدر فاتحه فرستاديم واسه اديسون كه خوب شد برق رو اختراع كرده بود و گرنه چه سوتي هايي كه نميداديم!!!!!!!!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.