ا
امیر21 ۱۳ سال پیش
جوک

بـــابـــابزرگم رفته اصفهــان, دیشب با پسرخالم رفتیم بمونیم پیشٍ مـــامـــان بزرگم !
شوهر خالم میخاد دختـــرٍ شریــکشو بگیره واسه پسرخالم این طفلکم دپ بود , داش بلند بلند حرف میزد مـــامـــان بزرگ صداشو بشنوه بلکه فرجی شه بره بــابــاشو راضـــــــــــی کنـــــــــه!
پسرخالم: آره امیـــــــــر اصن نمی تونم دختر رو کنارٍ خودم ببیـــنم, بابا من یکی دیگرو دوس دارم خودت که میـــدونـــی؟! یعـــنی کســـی هس بیاد با بابام حرف بزنه؟! راضیــش کنه؟! کــی واقعاً میتونه؟! کاش یکی بود!!!!!
مامان بزرگــــم: کیـــارش چقد حرف میزنــی مامانی؟! سرم رف! الان سریالٍ شبکه1 شروع میشه هیــــــــــــس!! برین رو اون یکی مبل بشینین حرف بزنین!!!
یعــــنی خودم الان یادش میفتم خندم میگیره!
مـــامـــان بزرگٍ بی تفاوته داریــــــــــم؟!
مخلصٍ مامان خانومم هستیم!(^_^)

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.