ا
امیر21 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
با پسرعموم کار داشتم رفته بودم خونشون!
زن عموم میخواس بره خرید! دیالوگشو خدا وکیلی داشته باشین! من دیگه هیچی نمیگم:
زن عموم : سهیل , من دارم میرم چیز یکم چیز میز بخرم, فقط چیزارو شستم گذاشتم رو چیز به چیز بگو بیاره امیر بخوره! نمیدونم چیزمو کجا گذاشتم! بعد داره میره بیرون چیزم کو؟؟
سهیل؛ چــــــــــــــــــــی؟؟
زن عموم؛ سوییچٍ چیـــــــــزم!
رفته بیرون زنگ زده دخترعموم رف FF رو برداش:دیگه چیه مامان؟؟
زن عموم؛ چیزٍ به امیــــــــــر بگو نره واسه چیز ازش دلخور میشم!
دخترعموم: چیز یعنی کجا؟؟
زن عموم: چیز بابا واسه نهار نذارین بره!!
آخرش دخترعموم گف: مامان حالت خوبه؟؟؟
زن عمویٍ چیــــــــــز میــــــــــزٍ داریــــــــــــم؟؟</p>

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.