ا
امیر21 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
مامان و بابام دارن شطرنج بازی میکنن! بابام یه لحظه رف دستشویی!!
مامان؛ پیس پیس، امیـــــر بیا کمکم کن!
من؛ این سربازشو بزنی، بعدش رخشو نفله میکنی، وزیرشو میندازی بیرون!!
مامان؛ خو چه کاریه؟؟ الان رخشو میندازم بیرون!
میگم؛ یعنی این بازی جوانمردانت تو حلقم!
بابام اومدش!
مامانم؛ سیاوش! امیــــر رختو انداخ بیرون که من الان وزیرتو بکشم!!
بابام؛ امیــــر خعلی عقده ای هستــــی ! متقلب چرا میای بازی منو مامانتو گند میزنی؟؟
مامان؛ ولش کن بیا بقیه شو بازی کنیــــم!!
من:|
بابام:|
احسان قائم مقامی:|
تو خونواده ما عشقٍ به فرزند همش داره رایحه میده!
مامانٍ راستگـــوٍ داریم؟؟</p>

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.