ا
امیر21 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
داشتیم دونگ یی میدیدیم!
اون قسمتش بود چانگ سو تازه از تبعید اومده بود پسر رو نجات داد میخواستن حلق آویزش کنن!! اولش قیافه چانگ سو معلوم نبود! بعد مامانم؛ عهههههه شمشیرخان اومده!!
یعنی منو داداشمو بابام پهن شدیم رو پارکت!! خودشم زده زیرٍ خنده!!
حالا بماند به ندیم هان میگه ندیم خان!!
مامانٍ باحاله دارم من؟؟</p>

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.