y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
ی بار رفته بودیم مهمونی
مردا همه رفتن تو یه اتاق تا راحت باشن
منم حدودا هف هش سالم بود
رفتم نشستم کنار بابا�
یکی از دوستای بابام گفت ماشالله یحیی دیگه مردی شد میاد تو جمعهای مردونه
منم ذوق مرگ شدم خواستم خودمو جمو جور کنم ک یهو یه بادی از من در رفت لامصب
یه صدایی داشت تو مایه های وی ی ی ینگ
بابامم برا اینکه مثلا یه حرفی بزنه ک نارحت نشم گفت یحیی نبود
من بود�
صدای خنده اونا تا ده تا محل اونورتر رفت
منو میگی تو همون لحظه از شدت خجالت ده پونزده سال پیر شدم&rlm;
شمارو نمیدونم ولی من اینجوری وارد جمع مردا شد�
هی ی ی ی ی ی ی</p>

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.