<p>
یه بار رفته بودم بانک.از شانس من اینترنت قطع بود سر همین بانک خیلی شلوغ بود.
یه سیبیل اون وسط تیریپ گنده برداشته بود واسه خودش رژه میرفت،بقیه ام مات و مبهوت نگاش میکردن.
منم حساس،غیرتی!
استینو زدم بالا،یه نفس عمیق کشیدم،سینه مو سپر کردم،رفتم جلوش وایستادم...
گفت : چیه؟؟؟ >:{
گفتم : هیچی داداش،زیپ شلوارت بازه :-|</p>