یه روز یه خانمی رفته بود حموم بعد در زدن. دید اکبر اقاست که نابیناست. گفت خب اون که منو نمیبینه پس بدون لباس در و باز کرد. شیرینی دستش بود و اومد نشست رو مبل. خانمه گفت خب اکبر اقا مناسبت شیرینی چیه؟
اکبر اقا گفت:
شیرینی عمل کردن چشممه! *_*
یه روز یه خانمی رفته بود حموم بعد در زدن. دید اکبر اقاست که نابیناست. گفت خب اون که منو نمیبینه پس بدون لباس در و باز کرد. شیرینی دستش بود و اومد نشست رو مبل. خانمه گفت خب اکبر اقا مناسبت شیرینی چیه؟
اکبر اقا گفت:
شیرینی عمل کردن چشممه! *_*
برا دختره گل سفارش دادم فرستادم در خونشون
بهم زنگ زده میگه چرا پرداخت درب منزل زدى؟
(بعضيا واقعا لياقت ندارن)????
زندگی تو ایران مثل کار کردن تو رستورانه، صبح تا شب واسه ملت انواع غذا هارو سرو میکنی ولی صاحب رستوران نهار بهت املت میده
داییم تو عروسیش انقدر مست بود شام و که خورد به پدر زنش گفت ایشالله خوشبخت بشن رفت .
همیشه تا میام بگم حمل بر خود ستایی نباشه، اشتباهی میگم *یرمم نمیتونی بخوری
کاش تو زندگی واقعی هم مثل والیبال وقت استراحت فنی وجود داشت هر جا گیر کردی بری بیرون زمین یکی بیاد بهت بگه چه خاکی باید به سرت بریزی الان!
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.